چه زمانی به مشاوره نیاز داریم؟

گاهی مشکلاتی برای انسان پیش می آید که به تنهایی قادر به حل و رفع آن معضل و مشکل نیست و در این هنگام مراجعه به روانشناس زبده کمک شایانی به شما می کند. این مقاله کمک می کند تا بدانید چه زمانی و برای چه مسائلی باید به مشاور یا روانشناس مراجعه کنید.
گاهی شما با مساله‌ای دست به گریبان هستید و تلاش زیادی برای بیرون آمدن از آن موقعیت می‌کنید ولی دست و پا زدن ها کمکی به شما نمی‌کند و ناامیدی‌تان را دوچندان می‌کند. در این صورت یک روانشناس زبده می‌تواند کمک بزرگی به شما بکند. شاید بپرسید: ” چه زمانی به مشاوره نیاز داریم؟ ” این مقاله کمک می کند تا متوجه شوید چه زمانی و برای چه مسائلی باید به مشاور یا روانشناس مراجعه کنید. بیشتر بخوانید

با افسردگی کودکان چه‌کنم؟

افسردگی یکی از مشکلات روحی متداول است که افراد را در هر سن، نژاد، گروه و دسته و در هر سطح از رفاه مالی می‌تواند درگیر کند.
از بین هر 33 کودک، یکی ممکن است دچار این عارضه گردد. این بیماری در بین نوجوانان بیشتر دیده می‌شود و از هر 8 نوجوان، یکی مبتلا به این مشکل است.

پس به عنوان والدین یا کسانی که وظیفه مراقبت از کودکان را برعهده می‌گیریم، لازم است که در مورد افسردگی‌ بیشتر بدانیم تا متوجه شویم ‌ چگونه به کودکی که مبتلا به آن است، کمک کنیم.

افسردگی تنها به معنای احساس غم و اندوه یا احساس بد نیست و فقط به مفهوم ناامیدی نمی‌باشد. بیشتر بخوانید

از کجا بفهمیم افسرده‌ایم؟

علائم رایج افسردگی می تواند شانس ادامه زندگی سالم را غیرممکن کند. افسردگی نگاه فرد را به زندگی دچار تحریف کند و همه چیز را سامان ناپذیر جلوه دهد و احساس تنهایی و بی کسی را در فرد تقویت کند. این بیماری با تمام قدرت شیوعی که دارد، کاملا درمانپذیر است. بعضی از مهمترین علائم احساسی فردی که دچار افسردگی است شامل موارد زیر است:

1) احساس غم، پوچی، ناامیدی و یا بهت زدگی: این احساس تقریبا همیشه افراد افسرده را درگیر می کند.
2) از دست دادن علاقه به چیزهایی که قبلا از آن لذت می بردیم: عدم علاقه به دوستان، از دست دادن میل جنسی و یا انجام سرگرمی هایی که قبلا برای فرد لذت بخش بوده است.
3) اضطراب و بی قراری: ممکن است فرد زودجوش و عصبی شود و کمتر احساس آرامش داشته باشد.
4) مشکل در تصمیم گیری: افسردگی باعث می شود که فرد نتواند به روشنی فکر کند و یا تمرکز بگیرد و ساده ترین انتخاب ها به نظر ناتوان کننده برسد.
5) احساس گناه و بی ارزشی: ممکن است فرد راجع به مسئله ای که در مورد آن مقصر نیست احساس گناه کند. یا راجع به کوچکترین خطایی که مرتکب می شود شدیدا احساس گناه کند.
6) تفکرات مرگ و خودکشی: تفکرات در چنین وضعیتی بسیار متنوع است. بعضی از افراد آرزو می کنند که ای کاش مرده بودند. آنها تصور می کنند که امور دنیا بدون آنها بهتر سپری می شود. بعضی دیگر طرح های آشکاری برای آسیب زدن به خود تدارک می بینند. بیشتر بخوانید